فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
39
چهارده رساله ( فارسى )
و معرفت به خالق دوّم تنفير از مال دنيا و ما اين هر دو صفت در محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يافتيم زيرا كه همّت او بر آن بود كه خلق را از خدمت غير خداى بخداى دعوت كند و هرگز به دنيا و لذّات او ميل نكرد پس كيفيت حال او دليل است بر صدق لهجه او در رسالت « 1 »
--> دنباله حاشيه از صفحهء پيش كه بمعنى راه باشد چه عبور از خيابان نسبت به همه يكسان است و راه عمومى و همگان است مرتبه دوم موسوم بطريقت است بر حسب فهم خواص و قدرت سلوك در آن مرتبه سيم حقيقت است بر حسب فهم خاص الخاص و يا اخص خواص رسيدن به منزل حقيقت جز به پيمودن آداب شريعت و راه طريقت ممكن نباشد بگفته خواجه انصارى حقيقت درياست و شريعت كشتى بىكشتى چون از دريا گذشتى بالجمله كسى بحقيقت و اصل شود كه در شريعت احمدى كامل گردد سالك پس از تخليه و تجليه بطريقه شريعت مصطفويه بتحليه آراسته شود ولى دريغا و فسوسا كه دغلپيشگان بىهنر و هنرپيشگان بازيگر دم از درويشى زنند و دعوى ارشاد كنند . چو عكس مفتى و صوفى بصفحهاى ديدم * شگفتم آمد و گفتم كه جاى خوشحالى است فقيه و مرشد با هم نشسته بر سر تخت * كه اين مقدّمه را يك نتيجه عالى است شريعت است و طريقت قرين ولى افسوس * كه جاى نقش حقيقت در اين ميان خالى است ( 1 ) قال امير المؤمنين عليه السلام اعرفوا الله بالله و الرسول بالرسالة چنان كه در باب معرفت حق گفتيم برهان لم و ان آوردهاند و بيان مطلوب به اين دو قسم كردهاند برهان لمّ استدلال از علت است بسوى معلول چه لمّ الشيء است مثل اينكه طبيب از تندى نبض شخص تشخيص تب ميدهد و از وجود شمس به نبودن شب حكم مىكند و اين افادهء حقيقت مطلوب مىكند و اما برهان ان استدلال از معلول است بوجود علت و اين دليل مفيد علم بوجود شيء است مطلقا لا لحقيقة المخصوصة و نظر بزرگان بدليل صديقين است كه يا من دلّ على ذاته بذاته در باب نبوت نيز مطلب همين است و راه وصول بمطلوب بنى را به نبوت شناختن چه آنكه معجزات حسيه براى ضعفاء العقول سودمند است ولى فحول خردمندان معجزه نميخواهند و ايمان مى آورند و ثبات دارند چه ايمان اگر بر پايه دليل و برهان استوار بود بتشكيك مشكّك زايل نميشود سحرهء فرعون بعصاى موسى ايمان آوردند كه بصداى گوساله تسليم شدند بىشك اگر ايمان پيروان موسى بر پايه دليل و بسرمايه عقل متكى بود سامرى نميتوانست آنان را در برابر گوساله ساجد و خاضع سازد آرى ايمانى كه با عصا حاصل شود با صداى گوساله زايل گردد .